مدتی قبل نشریه نیویورکر در گزارشی به پرونده پرحاشیه اصغر فرهادی پرداخت. اظهارنظر چهرههایی که در دورههایی با این کارگردان شناختهشده همکاری داشتند، ازجمله نکات بحثبرانگیز گزارش بود. افرادی که مدعی شدند اصغر فرهادی، ایدههای دانشجویان کارگاههای فیلمسازی خود را به سرقت برده است. درحالیکه دعوای حقوقی آزاده مسیحزاده، دانشجوی سابق فرهادی، بر سر سرقت ادبی از مستند او در دادگاه تجدیدنظر ایران در انتظار صدور حکم نهایی است، جاناتان گاردنر، وکیل اصغر فرهادی به گزارش منتشرشده از سوی نشریه نیویورکر به قلم «راشل آویو» درباره چند اتهام جدید مطرحشده علیه این کارگردان درباره سرقت ادبی و استفاده بدون ذکر منبع از ایده دیگران در ساخت فیلمهایش واکنش نشان داد.
در متن این پاسخ آمده است: «متأسفانه ریچل اویو (نویسنده مطلب نیویورکر) با ارائه دیدگاهی یکجانبه از پرونده کپیرایت و پابلیک دومین (قواعد حقوق مؤلف و اصل حوزه عمومی) واقعیتها را نادیده گرفته و تحریف کرده است تا از آن بهعنوان بخشی از یک روایت خلافواقع درباره حرفه پر از موفقیت فیلمساز ایرانی اصغر فرهادی استفاده کند.
این در حالی است که آقای فرهادی هرگونه امکانی را برای خانم اویو فراهم کرده تا او بتواند نوشتهای دقیق ارائه دهد. نویسنده تقریبا تمام توضیحات و اسنادی را که پیرامون ادعاهای مطرحشده در مقاله به او داده شده نادیده گرفته و حذف کرده است. آقای فرهادی 25 سال با هنرمندان بسیاری همکاری موفقی داشته، اما خانم اویو صرفا چند نفر محدودی را پیدا کرده که از این شاکی بودهاند که به اندازه کافی از آنها تشکر نشده است.
محور نوشته خانم اویو پرونده فیلم قهرمان است. واقعیت آن است که این فیلم برآمده از یک رخداد واقعی بوده که دو سال پیش از مستند خانم مسیحزاده، در روزنامهها و رسانهها منتشر شده است. همچنین واقعیت دیگر این است که آقای فرهادی اولین بار این ایده را به دانشجویانش داده است. در بررسی فرایندهای قانونی خانم «اویو» از گزارش این امر غفلت میکند که خانم مسیحزاده بدون هیچ دلیلی خواستار سهمی از تمام درآمدهای داخل و خارج از ایران و جوایز بوده و همچنین درخواست داشته که نامش در عنوانبندی فیلم آورده شود که فیلم (قهرمان) بر اساس مستند او ساخته شده است. این درخواستها بیپایه و اساس و قابلقبول نبوده و بر اساس دلایلی که ذکر شد هیچ فیلمساز دیگری هم در جهان آنها را قبول نمیکند.
در طول این مقاله خانم اویو در حاشیه برخی مسائل اختلافی معمولی، روایتهایی گمراهکننده و ملودرامی غلیظ خلق کرده که آقای فرهادی در مصاحبه با او به تکتک ادعاها پاسخ گفته است. جوابهای فرهادی در مورد ادعاها و نظرات افراد بیطرف و اسناد و مدارک ارائهشده، هیچکدام به این داستان راه پیدا نکردهاند. اما آنچه فاحش است، شیوهای است که در آن خانم اویو از این پرونده حقوقی استفاده میکند تا دیدگاههای سیاسی آقای فرهادی را در بعضی موارد وارونه جلوه دهد. دیدن اینکه مجله نیویورکر چنین حجمی را برای پرداختن به یک موضوع رایج در مورد عنوانبندی اختصاص میدهد، بسیار ناامیدکننده است، اختلافی که در هالیوود هر روز بهعنوان یک امر روتین و عادی اتفاق میافتد. او به سهم خودش بهجای پایبندی به روزنامهنگاری منصفانه، تسلیم وسوسه یک سرتیتر پرسروصدا شده است».
اظهارات تکاندهنده علیه فرهادی
در بخشی از مطلب نشریه نیویورکر، گفتوگویی با مصطفی پورمحمدی، یکی دیگر از دانشجویان سابق فرهادی انجام شده است. او معتقد است فیلم «جدایی» فرهادی در سال 2012 تا حدودی الهامگرفته از فیلم کوتاهی است که او در سال 2009 در کارگاهی با تدریس این کارگردان ساخته است. هر دو فیلم شامل طرح داستانی است که یک مستخدم کار خود را از شوهرش پنهان میکند، هرچند فرهادی این ادعا را رد میکند. نامی از مصطفی پورمحمدی در فیلم «جدایی» مطرح نشده و فرهادی هرگز از او اجازه نگرفته و حتی به او اطلاع نداده است که از داستانش استفاده خواهد کرد.
پورمحمدی دراینباره میگوید: «من انتظار داشتم که استادی اگر از دانشجویی ایده خوبی بگیرد، از آن دانشجو هم حمایت و سعی کند به او کمک کند تا به این رشته راه پیدا کند. اینهم یک افتخار و هم یک خیانت بود».
یکی دیگر از افرادی که در مقاله مفصل نیویورکر با او صحبت شده، مانی حقیقی است. در این گزارش آمده که حقیقی اولین بار با دیدن فیلم «شهر زیبا» جذب سینمای فرهادی شد. این دو بعدها در دیدارهایی با هم به فیلمنامه «چهارشنبهسوری» رسیدند و بعد از آن روی ایدهای جدید درباره گمشدن یک زن در سفر شمال کار کردند؛ فیلمی که قرار بودن با هم بنویسند و در نهایت حقیقی بسازد اما به گفته حقیقی: «فکر کنم اصغر فهمید که این فیلم بسیار بزرگی خواهد شد و به طریقی آن را پس گرفت که من هیچ مشکلی با آن ندارم».
حقیقی در بخشی از این گزارش به ماجرای ساخت فیلم «گذشته» اشاره میکند که او به انتاریو رفته تا زنی را که در دوران تحصیل با او ازدواج کرده طلاق دهد و با وضعیت پرتنشی روبهرو میشود: «من این قصه را با جزئیات برای فرهادی گفتم نه بهعنوان یک روایت بلکه به این عنوان که باورم نمیشود چه اتفاقاتی سرم آمد!». فرهادی وقتی به حقیقی میگوید «گذشته» را نوشته، حقیقی در ابتدا جا میخورد. اما فرهادی میگوید که او را بهعنوان بازیگر در نظر دارد. حقیقی دراینباره میگوید: «عجیب است که کسی به داستان زندگی شما گوش دهد و بعد فیلمنامهای دربارهاش بنویسد و سپس به شما بگوید دوست داری در آن بازی کنی؟! البته هیچ چیز توهینآمیزی در این ماجرا برای من نیست. اصغر فرهادی آدمی بسیار عجیب و تدافعی است که از سبک خودش مراقبت فراوانی میکند». در نهایت با اینکه حقیقی ششماهی کلاس فرانسه میبیند، علی مصفا برای این نقش توسط فرهادی انتخاب میشود و در صحبتهای اکران هم فرهادی میگوید این داستان را از یکی از دوستان الهام گرفته و نامی از حقیقی نمیبرد: «در آن موقع بود که گفتم: ولش کن! این دیگر خیلی عجیب است، چون من او را نمیفهمم. فرهادی من را سردرگم میکند و در مورد موارد زیادی باعث معذبشدن من میشود».
راه فرهادی و حقیقی از هم جدا میشود تا زمان «همه میدانند» که فرهادی از حقیقی کمک میخواهد: «من به فرهادی گفتم من نمیدانم چطور با تو همکاری کنم، چون همیشه بعد از همکاری احساس بدی دارم. با اینکه چیزی نمیخواهم جز اینکه تو پیش من بیایی و بگویی: این کار تو خیلی به من کمک کرد. ممنونم. من قرارداد نمیخواهم. فقط میخواهم بگویی که این روز اتفاق افتاده ما عکسی جلوی تخته وایتبورد میگیریم که ما نوشتن فیلمنامه را شروع کردیم و اگر فیلم بیرون آمد و تو نامی از من نبردی و یادت رفت، این عکس را نشانت میدهم». این عکس گرفته میشود و برای چهار ماه این دو نفر با هم یک خلاصه 42صفحهای از فیلم را مینویسند که نتهایش هنوز در خانه حقیقی است اما درحالیکه قرار بوده فرهادی نسخهای از فیلمنامه اولیه را برای حقیقی بفرستد، دیگر خبری از او نمیشود. فرهادی به نویسنده این گزارش گفته فیلم بر اساس نسخه اولیه دیگری بوده است.
حقیقی میگوید شاید دچار نوعی سندرم استکهلم (که گروگان شیفته گروگانگیرش میشود) شده و برایش اهمیتی ندارد که فرهادی حتما از او نام ببرد. «ما خلاصه را با هم نوشتیم و من مدارکش را در خانه دارم، اما مسئله این است که هیچ راهی نیست که من تا این حد از خلق هنر لذت ببرم. برای من هرگز قضیه معامله نبوده. قضیه این بوده: این آدم بسیار عالی که نابغه است و بسیار حرفزدن با او لذتبخش است». حقیقی این تجربه را شبیه «آگاپه» مینامد؛ اصطلاحی که در آن عشق بدون انتظار پاسخ ابراز میشود: «من میدانم که این چقدر برای او سخت است که حضور من را به رسمیت بشناسند. پس من هم از او این را نمیخواهم! ولش کن!».
او میگوید که بعد از «گذشته» دیگر فیلمی از فرهادی را تماشا نکرده و نمیخواهد بهصورت عمومی درباره آثار او صحبت کند، اما گفته: «اگر از من بپرسید، به عنوان کسی که نه قهرمان و نه مستند مسیحزاده را دیدهام اما این فرد را بهخوبی میشناسم. این دزدی ادبی نبوده. اصغر بسیار باهوشتر و جالبتر از این است که همچین کاری کند. این فقط شخصیت او بود که میخواسته کنترل کاملی روی مسئله مؤلف اثر داشته باشد. این یک ضعف شخصیتی در اوست».
حقیقی گفت این را به فرهادی گفته است: «تو یک مرد موفق، قدرتمند و ثروتمند هستی و روبهرویت یک زن از شیراز است که هیچکدام از اینها را ندارد. اینجا هیچ بردی برای تو نیست. این یک باخت است و خجالتآور است. مسئله بردن پرونده قضائی نیست. چیزی که تو برایش باید بخواهی، این است که او حس دیدهشدن و نام بردهشدن را تجربه کند، نه اینکه هر کاری که در قدرتت هست انجام دهی که این یک کار را نکنی!».
در بخش دیگری از گزارش مفصل نیویورکر با ترانه علیدوستی هم صحبت شده است. او در این گفتوگو اشاره کرده که فیلمهای فرهادی به نمایش شخصیتهایی میپردازد که برای حفظ وضعیت اجتماعی خود دروغ میگویند و از این میترسند که در هنگام آشکارشدن اسرارشان مردم چه حرفی راجع به آنها میگویند. او میگوید برای مدتی طولانی: «ما همیشه به این مسئله میخندیدیم که باشه، اصغر همهچیز مال توست! برو و ادامه بده. ما درباره این صحبت میکردیم که او واقعا نابغه است اما به طریقی در این هم نابغه است که ایدههای افراد اطراف خود را به درون خود میکشد!».
علیدوستی درباره ادعای دانشجوی فرهادی که ایده فیلم فرهادی برای او بوده گفته: «البته، من میدانستم، من همانموقع این را میدانستم».
سیاه و سفید نیستم
در مقاله نیویورکر گفتوگویی نیز با اصغر فرهادی انجام شده. او در بخشی از این گزارش درباره اینکه آیا به طور دائم قصد اقامت در آمریکا را دارد، گفته: «حقیقت این است که من انگار در یک دوراهی تصمیمگیری درباره اینکه چه کنم گیر افتادهام. از یک طرف وقتی در ایران فیلم میسازم، آثارم به شدت مؤثرتر، قدرتمندتر و بااهمیتتر برای مردمم در ایران است، اما از سوی دیگر اگر من بمانم و در ایران فیلم بسازم انگار به نوعی وضعیت موجود را پذیرفتهام و این شرایط را نرمال جلوه دادهام، انگار که نسبت به آنها بیتفاوت هستم».
فرهادی میگوید که وقتی در حال نهاییکردن تیتراژ «قهرمان» در فرانسه بوده قصد داشته نام آزاده مسیحزاده را در تیتراژ بیاورد اما به دلیل اشتباهی این اتفاق نیفتاده است. او وقتی درباره وقایع اخیر و شکایات صحبت میکند به نویسنده میگوید: «منظور من از صحبت درباره این اتفاقات نیست که او (آزاده مسیحزاده) آدم خوبی نیست. من تمام فیلمهایم را درباره مبارزه بین خوبی و بدی ساختهام، پس او را میفهمم. وقتی من هم جوان بودم، عاشق فیلم اولم بودم با اینکه خیلی فیلم خوبی نیست. اما در آن زمان باور داشتم این اثر مال من است. پس احساسش را راجع به مستندش درک میکنم».
فرهادی درباره اینکه خودش هم گرفتار ساختاری شبیه فیلمهایش شده که در آن اشتباه کوچکی سبب یک بحران بزرگتر میشود هم صحبت کرد و گفت: «بله، من درباره این اتفاقات هر روز نتنویسی میکنم. شاید حتی یک روز فیلمنامهای دربارهاش نوشتم. از یک طرف من شگفتزده شدم، اما از طرف دیگر خوشحالم چون حالا میتوانم بگویم: بله فیلمهای من واقعگرا هستند».
در این مقاله همچنین اشاره شده که وقتی وزارت ارشاد اعلام کرده که تعدادی از فیلمسازها را در فهرست ممنوعالکارها قرار داده و بهزودی نامشان را اعلام میکند، به فرهادی گفته شده که نام او هم در این فهرست است. اتفاقی که نتیجه نمایش فیلم «قهرمان» در جشنواره فیلم اورشلیم است. فرهادی گفته: «بخشهای مختلفی از دولت با دستیاران و افراد نزدیک به من تماس گرفتند تا این پیام را به من برسانند».
او درباره رخدادهای اخیر ایران هم با این روزنامهنگار صحبت کرده است و گفته: «من در ماشینم مینشینم و در خیابانهای تهران میچرخم، لازم نیست شما سیاسی باشید، به عنوان یک انسان آن چیزی که میبینیم تکاندهنده است». نویسنده در ادامه به تمسخر فرهادی بعد از واکنشش به اتفاقات اخیر ایران در رسانههای رسمی به خاطر پرونده او با آزاده مسیحزاده اشاره میکند و مینویسد: «داستان مسیحزاده که تا اینجا توسط رسانههای دولتی تا حد زیادی نادیده گرفته شده بود، حالا از دست او خارج شده و به بهانه حقوق او، دولت در حال محکومکردن بزرگترین فیلمساز آن کشور است».
فرهادی در ادامه میگوید در یکی از سختترین لحظات احساسی زندگیاش است؛ چون نمیداند آیا میتواند به ایران برگردد یا نه، آیا هرگز والدینش را دوباره خواهد دید و آیا همسر و فرزندانش میتوانند ایران را برای دیدار با او ترک کنند. او گفته: «من قبول دارم که مشکلاتی در شخصیتم دارم. من سفید یا سیاه نیستم، بلکه یک انسان خاکستریام». فرهادی حالا احساس میکند که بحث در مورد کپیرایت در این لحظه پیشپاافتاده است: «چیزهای مهمتری حالا در ایران هست که باید در موردشان صحبت کنیم».
ماجرا از چه زمانی آغاز شد؟
حواشی ادامهدار اصغر فرهادی از هفتادوچهارمین جشنواره فیلم «کن» آغاز شد. جشنوارهای که برای نخستین بار «قهرمان» ساخته او را به نمایش گذاشته و نشست خبری پرچالشی را پشت سر گذاشت. از چرایی عدم ساخت فیلمی درباره موضوعات سیاسی و اجتماعی ایران گرفته تا انتخاب امیر جدیدی برای ایفای نقش اصلی فیلم سؤالاتی مطرح شد.
موج انتقادهای مطرحشده به فرهادی در جشنواره فیلم کن، به شکلهای مختلف ادامه پیدا کرد. «قهرمان» در نخستین سفر جشنوارهای خود، در اختتامیه هفتادوچهارمین دوره جشنوار کن، جایزه بزرگ هیئت داوران را به صورت مشترک با فیلم «کوپه شماره 6» به کارگردانی «یوهو کاسمانن» دریافت کرد.
فرهادی پس از دریافت جایزهاش، ضمن تشکر از دستاندرکاران جشنواره کن و هیئت داوران در سخنانی کوتاه از گروهش، تهیهکننده فیلمش و خانوادهاش تشکر کرد و گفت: «الان که اینجا ایستادهام به یاد 36 سال قبل افتادم که یک بچه 13ساله بودم و در شهری که به دنیا آمدم، با کمترین امکانات اولین فیلم کوتاهم را ساختم. 36 سال است که جز نوشتن و فیلمساختن کار دیگری نکردم و با همه محدودیتها، مشکلات و فشارها و گرفتارهایی که میتوانست من را از این مسیر که داشتم منصرف بکند و این فیلمها را نسازم و شما هم نبینید اما به امید اینکه با هر فیلمی که میسازم، یک پرسش از شرایط تلخ اجتماعی را که اطرافم هست با تماشاگرها به اشتراک بگذارم، با وجود همه مشکلات ادامه بدهم، چون ایمان دارم یکی از راههای نجات کشورم، آگاهیبخشی است».
در این میان، به ناگاه حاشیه دیگری بر سر «قهرمان» سایه انداخت. آزاده مسیحزاده از شاگران سابق اصغر فرهادی ادعایی را مبنی بر اثرپذیری جدی از مستند ساختهشده او مطرح کرد و نگاهها به ساخته او معطوف شد. بلافاصله انجمن مستندسازان در بیانیهای اعلام کرد اگر در ساخت یک فیلم داستانی از مصالح مختلف یک فیلم مستند استفاده شده باشد، حق و حقوق صاحب فیلم مستند چگونه باید تأمین شود؟ اگر کسی در مسیر ساخت یک فیلم به عنوان راهنما، مشاور یا استاد حضور داشته باشد چه حقی نسبت به آن فیلم پیدا میکند؟ و... ما در انجمن مستندسازان به واسطه درخواست و چارهجویی خانم آزاده مسیحزاده، کارگردان فیلم مستند، دوباره با این مسئله پرتکرار در سینمای مستند مواجه شدهایم.
پس از انتشار این بیانیه، کاوه رضوانیراد (وکیل اصغر فرهادی) نسبت به ادعای مطرحشده واکنش نشان داد و نوشت: «پیش از هر سخنی، ذکر این نکته ضروری است که اینجانب در مقام وکیل پروژه سینمایی «قهرمان»، در سه ماه گذشته به دلیل رعایت احترام مقام معلم و شاگردی، از پاسخ رسانهای به ادعاهای یکی از هنرجویان ورکشاپ آموزشی آقای اصغر فرهادی در سال 92_93 اجتناب کرده و گزارش خود را دراینباره به خانه سینما ارائه کردهام، اما اکنون که بیانیه انجمن مستندسازان، موجب رسانهایشدن موضوع در سطح عمومی شده است، بیان توضیحات و جزئیات موضوع و انتشار اسنادی که ماهیت حقیقی روایت را آشکار میسازد ضروری است. بنابراین ضمن غنیمتدانستن فرصت پیشآمده جهت روشنسازی ابعاد ناگفته موضوع، بر این امر تأکید مینمایم که نسخهای از کلیه مستنداتی که در ادامه به آنها اشاره شده، پیش از این، در اختیار خانه سینما و دادسرای فرهنگ و رسانه قرار گرفته است». اما پس از اکران عمومی فیلم در ایران، موضعگیریهای مختلف نسبت به فیلم به اوج خود رسید و روزی نبود که اظهارنظری درباره «قهرمان» به موجی خبری تبدیل نشود. در این میان اصغر فرهادی دست به کار نوشتن بیانیهای شد که کمتر کسی از او انتظار چنین صحبتهایی را داشت.
او در واکنش به گفتوگوی داوود مرادیان، مدیر گروه مستند بنیاد روایت فتح، متنی را منتشر کرد و نسبت به صحبتهای او که گفت آقای اصغر فرهادی فیلمساز تیزهوشی است که هم حکومت را دارد و هم بیرون حکومت را، نوشت: «در تمام سالهای گذشته بنا بر این داشتم که از ورود به هر حاشیهای پرهیز کنم و همواره تمرکزم بر نوشتن و فیلمساختن باشد. تصورم بر این بود که پاسخ بسیاری از حاشیهها، تهمتها و تخریبها در حاصل کارم داده میشود و نیاز به توضیحی نیست. اما این سکوت، برخی را بر آن داشته تا یکسویه هرآنچه را در ذهن بافتهاند بروز دهند، با این اطمینان که فرهادی ورود نخواهد کرد و پاسخی هم نخواهد داد. بهانه این نوشته اظهارنظر فردی است که او را نمیشناسم و من را همزمان منتسب به حکومت و خارج از کشور کرده است. خیلی صریح و روشن بگویم: من از شما بیزارم! من نه هیچگاه کوچکترین قرابتی با منش و تفکر واپسگرای شما داشتهام و نه سر سوزنی به گزافهگوییهایتان در پوشش حمایت و تعریف و تمجید نیاز دارم. شما که سالها براى فرار از پذیرش مسئولیت خود سعى در جاانداختن واژه «سیاهنمایى» در کنار تکتک فیلمهای من کردید و شگفت که در سوى مقابلتان همین تلاش براى متهمکردن من به سفیدنمایى در جریان است!».
اما این حواشی هر روز بزرگ بزرگتر شد و آزاده مسیحزاده سازنده مستند «دو سر برد، دو سر باخت» در گفتوگویی با مجله تجربه، تجربه حضور در کلاسهای اصغر فرهادی و چگونگی شباهت فیلم مستندش به قهرمان را توصیف کرده است. «آقای فرهادی روی مبل کنار پنجره نشست. من هم روی یک صندلی که میزی مقابلش بود کنار آقای فرهادی. خانم بختآور هم که انتهای اتاق و فریده شفیعی با یک دسته برگ A4 در دست نشسته روبهروی من. آقای فرهادی شروع به صحبت کرد که چه خبر از شیراز و هنوز میری و میآی و... گفتم نه دیگر ساکن شدهام. گفت ای بابا. ما خیلی سفر داریم به شیراز. توی این فکر بودیم که تو هم بیایی. چون من دارم توی شیراز یه فیلم میسازم به نام قهرمان. توی این فکر بودم که تو هم توی فیلم بازی کنی. یادمه توی فیلم خودت وقتی جلوی دوربین میاومدی لهجه شیرازی خوبی داشتی. من استرس گرفتم و متحیر شدم. من را چه به بازی! گفتم آقای فرهادی من اصلا بازیگر نیستم. علاقه و استعدادی هم ندارم. علاقه من کارگردانی است. خیلی دلم میخواهد کنار شما باشم و از شما یاد بگیرم. پرسید خب چه کارها کردی؟ از فیلمهایی که ساختم گفتم و اشاره کردم که در فیلمی که فیلمبردارش محمود کلاری بود منشی صحنه بودم. گفت چقدر خوب. پس میتوانی منشی صحنه هم باشی. بعد از من پرسید شیراز را چقدر میشناسی؟ گفتم من شیرازیام، همه جایش را میشناسم. پرسید مکانهای تاریخی؟ رستورانها؟... گفتم همه جا. حتی جاهایی را سراغ دارم که توریستها را نمیبرند اما خیلی مهم و جذاباند. آقای فرهادی گفت پس توی همین جلسه شماره ملیات را میگیریم که برایت بلیت هواپیما بگیریم و هفته بعد با گروه ما به شیراز بیایی. حین همین صحبتها آقای فرهادی اشارهای کرد به فریده شفیعی که در تمام آن ساعت مثل یک ربات روبهروی من بیحرکت نشسته بود. با این اشاره شفیعی آمد بالای سرم ایستاد و دو برگه روی میز مقابلم گذاشت. روی یکی متنی نوشته شده بود و دیگری سفید بود. آقای فرهادی گفت تا اینجا هستی متنی که روی آن کاغذ نوشته شده را به خط خودت روی این کاغذ بنویس. یک نگاه به متن کردم. تقریبا این بود: «اینجانب آزاده مسیحزاده فرزند... به شماره ملی... در صحت و سلامت عقل و اراده اعلام میدارم مستند... بر اساس طرح و ایدهای از آقای فرهادی میباشد». این عین جمله نیست ولی خیلی نزدیک است و این به خاطرم مانده بود. گرچه اخیرا کاغذ را توی دادگاه دیدم. خودم که نسخهای از آن نداشتم. یعنی کلا یک نسخه بود که نزد آقای فرهادی ماند. خواندم و استرس گرفتم. انگار نفسم پس رفت. سرم را بالا آوردم و گفتم آقای فرهادی میشود راجع به این صحبت کنیم؟ ایشان گفت حالا امضا کن و شماره ملیات را هم صحیح بنویس که برایت بلیت هواپیما بگیریم، با هم میرویم شیراز و دربارهاش صحبت میکنیم. من هی میگفتم آقای فرهادی... میخواستم یکجوری با روی خوش از زیرش در بروم. میخواستم بگویم ایده مال خودم است. خودم این مستند را ساختهام. این طرح اصلا جزء مواردی که شما سر کلاس آوردید نبود (که تازه آنها هم طبق بیانیه اخیر کارنامه نمیتواند متعلق به استاد باشد). آقای فرهادی هی مصرانه میگفت امضا کن. بعد هم پرسید: «فیلمت رو با چه اسمی فرستادی به جشنوارههایی جایزه گرفت؟» گفتم «دو سر برد، دو سر باخت». گفت همان را بنویس. یادم آمد در تماس تلفنیای که از مؤسسه بامداد با من گرفته شده بود، گفته بودم فیلم را در خارج به نام پرده چهارم نمایش دادهام. در طول آن لحظات این احساس را داشتم که آقای فرهادی دارد مالکیت فیلم من را میگیرد».
اما این اظهارنظرها بیپاسخ نماند و به فاصله چند ساعت بیانیه مفصلی درباره چگونگی ساخت فیلم قهرمان و ادعاهای آزاده مسیحزاده از سمت روابطعمومی فیلم «قهرمان» رسانهای شد. در بخشی از این بیانیه آمده است: «بر طبق قانون کپیرایت، مالکیت مادی و معنوی سوژههای منتشرشدهای که در رسانهها عمومی و افشا شدهاند، متعلق به هیچکس نیست و همگان میتوانند از این اطلاعات عمومیشده، به صورت جزئی و کلی در یک اثر هنری استفاده کنند. این قانون، در ایران و کشورهای دیگر وجود دارد و در دادگاهها مورد استناد قرار میگیرد. نکته مهم و قابل توجه آن است که فیلم «قهرمان» برداشتی کاملا آزاد و متفاوت از سوژهای افشاشده است که اخبار آن دو سال قبل از ورکشاپ سال 93 در رسانهها و شبکه استانی فارس منتشر شده. از همین روی خود این مستند را هم نمیتوان به کپیبرداری از گزارش تلویزیونی استان فارس درباره سوژه زندانی شیرازی متهم کرد. ادعای وامگرفتن فیلم «قهرمان» از اثر مستند، نادیدهگرفتن بهعمد یا غیرعمد همه اطلاعات منتشرشده پیشین راجع به این سوژه در رسانههاست. طبق قانون و نظر کارشناسان حقوقی، آنچه در یک اثر مستند مورد حمایت قانون کپیرایت قرار میگیرد، نه اطلاعات افشاشدهای که فیلم مستند نیز خود آن را از واقعیت وام گرفته و صرفا گزارشگر آن است، بلکه بیان خلاقانه سازنده مستند است. به وضوح روشن است که فیلم «قهرمان» به هیچ عنوان در بیان داستانی و سینمایی خود نسبتی با فیلم مستند مورد بحث ندارد. برخی شباهتهایی که در این دو اثر به شکل طبیعی وجود دارد، به معنای وامگرفتن از خلاقیت و بیان اثر مستند نیست. این شباهتها سه دلیل واضح دارد: وجود ریشه مشترک در هر دو اثر که یکی مستقیما درباره یک اتفاق واقعی است و دیگری برداشتی آزاد و متفاوت از آن. توصیهها و راهنماییهای کلی و جزئی مدرس ورکشاپ که در قدم اول، طرح ایده کار بر روی افراد و سوژههایی که پول یا شیء گرانبهایی را به صاحبش برگرداندهاند و تبدیل به قهرمانی محلی شدهاند، بوده است. این راهنماییها هم در مسائل تکنیکی ازجمله دکوپاژ، قاببندی و حرکت دوربین بوده و هم در جنبه چگونگی دنبالکردن هر سوژه و شکل روایت داستان آنها. این موضوع باعث شده که همه چند اپیزود مجموعه کلاسی این ورکشاپ از یک فیلتر عبور کنند و شبیه به جنس سینمایی که مدرس کلاس در حال تدریس آن به هنرجویان بوده، بشوند».
به نظر میرسد تا به انتها رسیدن این پرونده و اعلام برنده این پرونده حقوقی همچنان باب اظهارنظر درباره عملکرد اصغر فرهادی باز است و هرازگاهی بار دیگر ماجرا به خبر داغ رسانهها تبدیل خواهد شد.
افزایش قیمت میوه در مراکز فروش خرد و عمده به حدی است که بر اساس مستندات موجود، بسیاری از خانوارها خرید آن را از سبد خانوار خود حذف کرده و به اولویت دیگر مایحتاج اساسی خود میپردازند این در حالی است که برخی از مسئولان معتقدند خرید میوه به هیچ وجه توسط خانوادهها حذف نشده بلکه با توجه به گرانتر شدن آن، افراد به مدیریت خرید میوه و درنتیجه کاهش اتلاف و دورریز میوه روی آوردهاند البته خرید میوه دانهای، میوههای باقی مانده در آخر شب پشت درب مغازهها و تغییر خرید از گروههای میوه درجه سه نیز از سوی مسئولان در دایره تغییر مدیریت خرید میوه توسط مردم تلقی و ارزیابی میشود، البته مسئولان این صنف نیز منکر افزایش قیمتها نیستند اما حذف اولویت خرید میوه توسط مردم را بهشدت انکار میکنند.
قرار نبود میوه گران شود
اسدا... کارگر، رئیس اتحادیه صنف فروشندگان میوه و سبزیجات در این خصوص به «آرمان ملی» گفت: همزمان با گران شدن اقلام اساسی و غیراساسی در کشور قیمت میوه هم با افزایش روبهرو شد و این رقم در شش ماهه نخست سالجاری در مقایسه با مدت مشابه در سال گذشته حدود 15 درصد برآورد میشود که البته بر اساس بررسیهای صورت گرفته پیشبینی میشد که امسال با توجه به نبود مشکل برای کشاورزان در تامین سم و آفتهای احتمالی قیمت میوه افزایش نیابد اما به دلیل قرار گرفتن میوه در چرخه گرانی دیگر محصولات از آغاز سالجاری تاکنون، میوه نیز گران شد و در این بین تقاضا برای آن نیز کاهش یافت.
گرانی مصرف را مدیریت و نه حذف کرد!
کارگر افزود: کاهش عرضه و تقاضا در عرضه میوه را میتوان ناشی از مدیریت مصرف مردم نیز به دلیل گرانی دانست که نتایج مطلوبی را نیز چون کاهش دورریز میوه و اسراف بههمراه داشته است و فقط تعداد دفعات خرید مردم کمتر شده اما خرید میوه از سبد خرید خانوار حذف نشده است. او حذف میوه از اولویتهای خرید دهکهای آسیبپذیر جامعه را تایید نکرد و گفت: میوه در انواع و درجههای مختلفی تولید و عرضه میشود و مردم در هر کدام از سطوح قدرت خرید میتوانند نسبت به خرید میوه اقدام کنند و در این راستا به واحدهای خرد توزیع میوه نیز توصیه شده است تقاضای فروش دانهای میوه مردم را با احترام پاسخگو باشند هرچند بسیاری از فروشندگان در پایان روز جعبههای محصولات خود را به رایگان پشت مغازهها میگذارند تا مورد استفاده قرار گیرد. کارگر با رد کیفیت بد میوههای باقی مانده در پشت مغازهها گفت: خرید میوه برای اکثریت جامعه امکان پذیر است و این میوهها نیز در بسیاری از موارد فقط از نظر سایز و اندازه با دیگر میوههای عرضه شده قابل استفاده است و شاید امکان خرید برخی از میوههای لاکچری مانند آناناس یا میوههای استوایی برای همه مردم ممکن نباشد اما میوههای دیگر هم از نظر ویتامین و کاربرد مواد غذایی دارای مزیتهای خاص خود هستند و خرید میوه برای هیچ گروهی حذف نشده و توزیع میوه همچنان در ردههای کیفی یک، دو و سه توزیع و در دسترس خریداران قرار دارد. رئیس اتحادیه صنف فروشندگان میوه و سبزیجات تامین نیاز داخلی را اولویت دانست و بیان کرد: صادرات میوه و آورده ارزی برای کشور پس از تامین نیاز داخلی از برنامههایی محسوب میشود که به منظور رضایت کشاورزان و کسب درآمد مطلوب این گروه نیز مدنظر مسئولان قرار دارد که البته همواره تامین بازار داخلی گزینه اول توزیع و فروش قرار دارد.
میوه کم نیست
کارگر گفت: ما تعیین کننده قیمت نیستیم بلکه وظیفه ما نظارت بر قیمت است و تعیین کننده قیمت، عرضه و تقاضاست همچنین وزارت جهاد کشاورزی باید برای میزان مصرف داخل و صادرات برنامهریزی کند تا وسط سال این نظم به هم نخورد ولی متأسفانه این اتفاق هر از گاهی در جامعه روی میدهد و نشان دهنده این است که برنامهریزی وجود ندارد. رئیس اتحادیه مرکزی فروشندگان میوه و سبزی تهران معتقد است: در تهران شاهد کمبود عرضه نیستیم و هم اکنون کالا به اندازه کافی موجود است اما برخی (دلالان) به دلیل افزایش قیمت سعی میکنند آن را وارد بازار نکنند و این امر موجب اختلال در عرضه میشود. او اضافه کرد: تنها قیمت موز از 35 هزارتومان به 45 هزارتومان در میدان مرکزی میوه و تره بار رسیده که البته اعضای صنف فروشندگان نیز این کالا را بدون سود عرضه کردهاند. کارگر توضیح داد: در برخی از صیفیجات از جمله خیار، کاهو و سبزی مشکلاتی وجود داشت که منجر به افزایش قیمت شده بود، زیرا محصولاتی که در فضای باز کاشته میشوند به دلیل محدودیت منابع آبی در تابستان امکان کاشت مجدد آنها، بالافاصله وجود ندارد. این مقام مسئول در صنف میوه افزود: گرانفروشی نداریم و موضوع گرانی بار در مبداست و در مبدا هم قیمتها براساس عرضه و تقاضا تعیین میشود و معیار و ملاک مشخصی وجود ندارد همچنین در میدان مرکزی میوه و تره بار بایستی به نحوی محصولات قیمتگذاری شود که مغازه داران هنگام خرید متوجه شوند هر محصولی دقیقا چه قیمتی دارد اما در حال حاضر مغازهداران محصول مشخص را در هر موقع از روز که به میدان مرکزی مراجعه کنند با قیمتهای متفاوتی باید خریداری کنند. رئیس اتحادیه فروشندگان میوه وسبزی استان تهران افزود: محصولات ما برند ندارند و اگر محصولات برند داشته باشند قابل پیگیری خواهند بود یعنی مصرف کننده میتواند با کد پیگیری درج شده روی محصول متوجه شود که این محصول به چه صورت، در کجا و با چه قیمتی تولید شده و قیمت آن چند است که در حال حاضر نمیتوانیم قیمت مشخصی برای محصولات اعلام کنیم زیرا هر زمان مغازهدار مراجعه کند و با هرقیمتی خرید کند، همان قیمت مبنا خواهد بود.
علت گرانی موز
اکبر یاوری، نایبرئیس اتحادیه بارفروشان میوهوترهبار تهران درباره دلایل گرانی موز گفت: بخشی از گرانی موز به دلیل افزایش نرخ دلار و بخشی دیگر بهدلیل کمبود موز هندی است و موز هندی به دلیل قیمت پایینتر برای ایجاد توازن در بازار توزیع میشود و با توجه به تقاضای بیشتر بازار برای موز اکوادوری، تجار برای واردات این نوع موز تمایل بیشتری دارند و کاهش موز اکوادوری در بازار قیمت را بالا برده است. یاوری با اشاره تلویحی به کاهش میزان واردات افزود: اگر واردکنندگان 50 تا 60کانتینر موز هندی به حجم واردات اضافه کنند توازن در بازار ایجاد و قیمت موز اکوادوری نیز کم میشود و قیمت موز ممتاز اکوادوری را در میدان اصلی 42 تا 43هزار تومان و موز مرغوب هندی را 35 تا 37هزار تومان عنوان کرد و افزود: با توجه به اینکه موز دیگر میوهها را هم تحتتأثیر قرار میدهد فروشندهها سود اندکی روی آن میکشند و از این میوه بیشتر برای جذب مشتری استفاده میکنند. بهگفته او، تعرفه سود خردهفروشی از 20 تا 35درصد است که فروشندگان، سود 35درصدی را در محصولات حساس و دارای دورریز اعمال میکنند و موز نهایتا 25درصد برای خرده فروشیها سود دارد. عضو هیاتمدیره اتحادیه بارفروشان افزود: واردات تهاتری نیز یکی از دلایل اختلالهای موردی در روند واردات این میوه است و به شکل انحصاری در دست گروه خاصی است ولی واردکنندگان موز زیاد نیستند و گذشته از این در ازای صادرات 2کیلو سیب مجوز واردات یک کیلو موز صادر میشود، اما امسال سال کمآوردی در تولید سیب داشتیم و وضعیت صادرات این محصول مطلوب نیست و این عامل واردات موز را هم با مشکلاتی مواجه کرده است و در این راستا از مسئولان درخواست داریم با توجه به تولید بسیار خوب مرکبات، واردات موز را با صادرات مرکبات به جای موز تهاتر کنند تا مشکل واردکنندگان در این زمینه کاهش یابد.
کنترل بازار دست تجار است
اکبری ادامه داد: میوه فروشیها هم با مشکل نوسان قیمت در میدان مرکزی میوه وتره بار مواجهند. صاحب یک میوه فروشی که موز را کیلویی50هزار تومان قیمتگذاری کرده درباره اختلاف قیمت خرید از میدان اصلی و خرده فروشیها گفت: میوهفروشیها موز را با حداقل سود نرخگذاری میکنند اما قیمت موز در میدان اصلی بسیار دیر و گاهی در ساعات 6 یا 7بعد از ظهر اعلام میشود و در مواردی فروشندگان با توجه به تغییرات لحظهای قیمت میبینند که این میوه را زیر قیمت خریدشان فروختهاند. او با اشاره بهوجود انحصار در واردات موز اضافه کرد: واردات موز انحصاری است و تجار با کم و زیاد کردن حجم واردات، قیمتهای بازار را تحت کنترل دارند ضمن اینکه قیمت موز تابع عرضه و تقاضاست و با تمامشدن فصل عرضه میوههای تابستانی و با توجه به محدودیت تنوع میوههای زمستانی تقاضا برای این میوه افزایش مییابد.
اگر برای شما هم پیامک تبلیغاتی یا اطلاعرسانی آمده یا حتی اگر خودتان صاحب کسبوکار هستید و میخواهید ارسال پیامک تبلیغاتی به مشتریان داشته باشید، حتماً متوجه شدید که این اس ام اسها از خطوط مختلفی ارسال میشوند. شاید بپرسید که این خطوط چه تفاوتی با یکدیگر دارند یا اصلاً چرا خطوط مختلفی توسط کاربران استفاده میشوند؟ برای رسیدن به پاسخ این سوال تا پایان این مقاله با نمایندگی سامانه پیامکی پیام رسون همراه باشید .
چرا باید از خطوط پیامکی استفاده کنیم؟
یکی از اصول مهم در امر بازاریابی و رسیدن به فروش بیشتر ارتباط با مشتریان می باشد، برای رسیدن به این امر یک نکته بسیار اهمیت است آن هم این است که ارتباط بی واسطه با مشتریان میباشد. این ارتباط تنها از طریق پنل پیامکی میتواند بدون واسطه شکل گیرد .
پنل پیامکی دو زیر مجموعه دارد به نام های خطوط عمومی و خطوط اختصاصی که در زیر به توضیح هر کدام میپردازیم .
خطوط عمومی:
با شنیدن این اسم این فکر رایج را میکنیم که این خط به صورت عمومی در اختیار کاربران قرار میگیرد اما دقیقا برخلاف نامی که دارد عمومی نیست و به صورت اشتراکی در اختیار کاربران قرار میگیرد. در واقع خطوط عمومی به صورت امانی در اختیار کاربران است. این خطوط عمومی در بخشهای از سامانهپیامک مورد استفاده است که به ارسال پیامکهای انبوه می پردازد و علت آن بخاطر استفاده همزمان چندین کاربر از این خطوط است. خطوط اشتراکی از طرف شرکت تامین کننده پیامک به زیر مجموعه کاربران داده میشود تا از طریق آن اقدام به ارسال پیامک نمایند این خطوط به صورت رند بوده و و از اپراتور 1000 و اپراتور 2000 و اپراتور 3000 انتخاب می شود.
خطوط اختصاصی:
خطوطی هستند که به صورت اختصاصی به کاربران اختصاص داده میشود. این خطوط دارای قابلیت های ارسال و دریافت اختصاصی هستند. انواع مختلف خطوط بر اساس نوع اپراتور دسته بندی و قیمت گذاری می شود. رندی و غیر رندی شماره ها توسط استعلام از مخابرات مشخص میشود و معمولاً به تعداد ارقام تکراری بستگی دارد، در واقع می توان گفت هر اپراتور قوانینی را برای تحویل پیامک از فرستنده تعیین کرده است که از این لحاظ موارد گاهی باعث ایجاد تفاوت در سرعت و کیفیت ارسال میشود. در خطوط اختصاصی در اکثر اپراتور ها به نام کاربر ثبت میشود و حتی اگر کاربر بخواهد از خدمات شرکت دیگری هم استفاده کند می تواند آن را با خود انتقال دهد.
بلک لیست :
یکی از مواردی که بین خطوط عمومی و اختصاصی مشترک میباشد این است که هر دوی این خطوط نمی توانند به بلک لیست ارسال پیامک داشته باشند و تنها در صورت تبدیل شدن این خطوط به خدماتی قابل ارسال به بلک لیست هستند.
و نکته دیگری که حائز اهمیت است این است که خطوط عمومی را نمیتوان به خطوط اختصاصی تبدیل کرد چرا که این خطوط برای ارسال تمام کاربران اختصاص داده شده و اشتراکی محسوب می شود.
خطوط عمومی یا خطوط اختصاصی ؟:
در اینجا می توان با قاطعیت گفت که هیچ کدام از این خطوط دارای برتری ویژهای نسبت به دیگری نمی باشد و هر دو از نظر کیفیت و کمیت در یک سطح قرار دارد. اگرچه دارای تفاوتهای جزئی مانند سرعت ارسال پیامک وجود دارد، اما این مورد هم به صورت مقطعی ممکن است برای هر کدام از خطوط رخ دهد، اما کیفیت در هر دو یکسان است.
قبل از خرید خطوط عمومی و اختصاصی باید چه نکاتی را رعایت کنیم؟
معمولاً قبل از خرید هر چیزی باید یکسری نکات را دانست و بر اساس نیاز خرید را انجام داد. شرکت اهورا اطلس فارس برای همکاری و راحتی شما نکاتی را خاطر نشان کرده که شما با خواندن آن و بسته به شرایط خود بتوانید راحت ترین خرید پنل اس ام اس را داشته باشید
- در نظر گرفتن تعرفه خطوط پیامک
- مزایا و معایب هر یک از اپراتورهای ارائهدهنده خطوط
-اگر میخواهید خطوط اختصاصی سفارش دهید بدان چه کارهای استعلام مربوط به آن زمان بر است و احتیاج به مدت زمان زیادی دارد و باید تا موقع دریافت پاسخ مربوط به استعلام منتظر بمانید.
- اگر خط اختصاصی خود را در زمانی غیر از زمان اداری خریداری کنید باید منتظر پیگیری در روز بعد در زمان اداری باشید.
سامانه پیامکی رایگان پیام رسون جزء برترین سامانه پیامک ایران محسوب میشود که طی 11 سال فعالیت خود توانسته علاوه بر ارائه پنل پیامک رایگان به مشتریان خود در راستای کارآفرینی و ایجاد شغل برای جوانان نیز فعالیت کند .همچنین تیم ما در سامانه پیام کوتاه پیام رسون این تعهد را به مشتریان خود داده که تا رسیدن آنها به موفقیت در کنارشان خواهد بود و تنها هدف ما جلب رضایت مشتریان است . پس خیلی راحت تبلیغات خود را به سامانه پیام کوتاه شیراز بسپارید و با خرید پنل پیامک رایگان و و اپراتور های مد نظرتان از بهترین و پیشرفته ترین نمایندگی پیامک ایران، به راحتی قله های موفقیت را طی کنید.
جهت خرید پنل اس ام اس از شیراز اس ام اس همین حالا اقدام کنید .
بعد از اینکه رسانههای غربی گزارش دادند ایران به روسیه پهپاد انتحاری یا به قول خارجیها «کامیکازه» میفروشد تا این کشور در جنگ مقابل اوکراین استفاده کند، بحثهایی در مورد تحریم ایران مطرح شد. تصور مردم ایران از تحریمها مثل همیشه تحریمهای اقتصادی یا افراد بود و کسی فکرش را نمیکرد به یک باره پای تیم ملی فوتبال به این مساله باز شود.
ادعای غرب و تکذیب ایران
ادعای ارسال پهپاد از طرف ایران به روسیه برمیگردد به چند ماه پیش. در واقع تیر ماه بود که رسانههای غربی این خبر را منتشر کردند. در روز 20 تیر 1401 جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی امریکا گفت که ایران صدها فروند پهپاد به روسیه میفروشد و نیروهای روسیه را برای استفاده و به کارگیری این هواپیماهای بدون سرنشین (UAV) آموزش خواهد داد تا روسها در جنگ اوکراین از این پهپادها به منظور جنگیدن با نیروهای اوکراینی استفاده کنند.
یک روز بعد از این ادعا ناصر کنعانی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران گفت: «سابقه همکاری جمهوری اسلامی ایران و روسیه در حوزه فناوریهای نوین به پیش از آغاز جنگ در اوکراین برمیگردد.» خیلیها این اظهارنظر را به معنای تایید ضمنی فروش پهپاد از سوی ایران به روسیه دانستند.
در مرداد ماه واشنگتنپست به نقل از مقامهای دولت بایدن که نخواستند نامشان فاش شود، نوشت ایران یک محموله پهپاد برای روسیه ارسال کرده است که این محموله دستکم شامل دو نوع پهپاد، «مهاجر6» و پهپادهای سری «شاهد» بودهاند.
همان زمان امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در تماسی تلفنی با دمیترو کولبا، وزیر خارجه اوکراین، با رد خبر ارسال پهپاد به روسیه اعلام کرده بود که جمهوری اسلامی به هیچیک از طرفهای درگیر جنگ کمک نمیکند. در چند ماه گذشته به صورت متناوب اتهامها از سوی غرب و پاسخ از جانب ایران در رسانهها منتشر شد تا اینکه از چند روز قبل این ماجرا شکل پیچیدهتری به خود گرفت. مقامات دولت اوکراین به صورت مستقیم ایران را خطاب قرار دادند. میخاییلو پودولیاک، مشاور دفتر رییسجمهوری اوکراین گفت که ایران 2400 پهپاد انتحاری و مربیانی از سپاه پاسداران برای آموزش کاربرد این پهپادها به هدف تخریب زیرساختهای اوکراین را ارسال کرده است. مقامات اوکراینی اعلام کردند سلسله حملات موشکی و پهپادی روسیه با استفاده از پهپادهای شاهد-136 ساخت ایران، دهها شهر از جمله کییف را در اوایل هفته جاری هدف قرار داده است. اوکراین چند روز پیش سطح روابط دیپلماتیک خود با ایران را کاهش داد. اوایل هفته ودانت پاتل معاون سخنگوی وزارت خارجه امریکا در جمع خبرنگاران مدعی شد ارسال پهپادهای ایران به روسیه، نقض قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل متحد است. درنهایت مقامات اوکراینی که سطح روابط دیپلماتیک خود با ایران را کاهش دادهاند از اتحادیه اروپا و مجامع بینالمللی خواستند ایران را تحریم کنند.
چهار روز قبل وزیر امور خارجه ایران باز هم این ادعاها را تکذیب کرد و گفت: «جمهوری اسلامی ایران به هیچ عنوان سلاح برای بهکارگیری در جنگ اوکراین دراختیار هیچ طرفی قرار نداده و نخواهد داد.»
در عین حال روزنامه نیویورک تایمز همین دیروز مدعی شد ایران چند عضو سپاه پاسداران را برای کمک به روسیه جهت آموزش و برطرف کردن مشکلات مکانیکی پهپادها به یک پایگاه نظامی در کریمه فرستاده است.
تلگراف وارد میشود
روز سهشنبه نشریه تلگراف انگلیس برمبنای همین وقایع خبر داد که فیفا با درخواستهایی برای کنار گذاشته شدن تیم ملی از جام جهانی مواجه شده است. این برای نخستینبار بود که پای فوتبال ایران به صورت رسمی در جنگ روسیه با اوکراین باز شد.
نشریه تلگراف نوشت: «فیفا پس از استفاده روسیه از پهپادهای کامیکازه ساخت ایران علیه اوکراین با درخواستهایی برای حذف ایران از جام جهانی چند هفته قبل از بازی افتتاحیه مقابل انگلستان مواجه شده است.» این نشریه در ادامه نوشت: «کرس برایانت رییس بخش پارلمانی گروه روسیه و وزیر سابق امور خارجه به تلگراف اسپورت گفت که هر کشوری از تهاجم پوتین حمایت نظامی کرده باشد باید از ورزش جهان اخراج شود. او افزود، مقامات ورزشی در سراسر جهان و در هر رشته ورزشی باید به دقت تعامل و حمایت ایران از پوتین در حمله غیرقانونی به اوکراین را مشاهده کنند.»
تلگراف در ادامه به وضعیت ورزش روسیه بعد از حمله نظامی پوتین به اوکراین اشاره کرد و نوشت: «فیفا و یوفا روسیه را در پی حمله پوتین به اوکراین از مرحله پلی آف جام جهانی و کل مسابقات اروپایی 2024 از فوتبال جهان بیرون کردند. بلاروس که دولت آن از تهاجم حمایت کرده نیز مجبور شده تا اطلاع ثانوی بازیهای خانگی خود را پشت درهای بسته در یک کشور بیطرف انجام دهد.»
تلگراف در پایان یادآور شده: «اگر دخالت تهران ثابت شود ممکن است فیفا ورود کند. در حال حاضر ایران با تحریمهای اتحادیه اروپا به دلیل حملات پهپادهای ایرانی در هفته جاری مواجه است. فرانسه و آلمان که هر دو طرف توافق هستهای 2015 با ایران هستند به صراحت اعلام کردهاند که معتقدند تحریمهای جدید باتوجه به اینکه انتقال چنین تسلیحاتی ناقض قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل است ضرورت دارد.» این نشریه انگلیسی درنهایت گزارش خود را با نگاهی به وضعیت داخلی این روزهای ایران به پایان برد و نوشت: «اعتراضات در ایران نیز که پس از مرگ مهسا امینی آغاز شده بود در جریان است.»
سان پشت تلگراف
بعد از انتشار گزارش تلگراف دیگر رسانههای انگلیسی هم وارد عمل شدند تا هر چه بیشتر فیفا را برای واکنش نشان دادن تحت فشار بگذارند.
نشریه سان برخلاف تلگراف تمرکزش را روی اتفاقات یک ماه گذشته در ایران قرار داد و نوشت این کشور باید به دلیل نقض حقوق بشر از جام جهانی کنار گذاشته شود. البته این درخواست از سوی چند گروه حقوق بشری حتی پیش از شروع اعتراضات در ایران بابت مساله ورود زنان به استادیوم شکل گرفته بود اما گویا حالا آنها با دست پرتری سراغ فیفا رفتند.
سان نوشت: «تقاضا برای تحریم ایران پس از کشته شدن تعدادی از معترضین از جام جهانی شکل گرفته است. از فیفا خواسته شده که ایران را تنها یک ماه قبل از بازی افتتاحیه در قطر از جام جهانی اخراج کند. این در حالی است که ایران با خشم جهانی برای ارسال سلاح به نیروهای تحت هدایت ولادیمیر پوتین در اوکراین مواجه شده است.» این نشریه انگلیسی ادعا کرد پهپادهای کامیکازه که روز دوشنبه به مناطق مسکونی کییف برخورد کردند و دستکم هفت نفر را کشتند، از ایران آمده بودند. سان گزارش داد: «تاکنون بیش از 12000 نفر طومار حذف ایران از جام جهانی را امضا کردهاند.» این رسانه در پایان با اشاره به گزارش جدید رویترز مدعی شد ایران قصد دارد موشکهای بالستیک زمین به زمین نیز دراختیار روسیه قرار دهد تا علیه شهرها و مواضع نیروهای اوکراینی استفاده شود.
تهدید چقدر جدی است؟
آیا ایران ممکن است از جام جهانی کنار گذاشته شود؟ این سوالی است که این روزها در بین اهالی فوتبال دهان به دهان میچرخد. خیلیها این را یک تهدید توخالی با بار سیاسی میدانند و برای اثبات این اظهارنظر به جملات جانی اینفانتینو رییس فیفا در فروردین اشاره میکنند. در آن مقطع برخی فشارها وجود داشت که به خاطر اتفاقات ورزشگاه امام رضا تیم ملی ایران از جام جهانی کنار گذاشته شود که اینفانتینو در پاسخ گفت: «لطفا شوخی را کنار بگذارید.» اما در سمت مقابل برخی میگویند اینبار ماجرا کاملا متفاوت است و چراکه نه؟ مگر ندیدید روسیه چطور حذف شد؟ برای حذف تیم ملی ایران از جام جهانی باید مقدماتی فراهم شود. اولین مقدمه اثبات ارسال پهپاد از سوی ایران به روسیه است. مقامات اوکراینی میگویند شواهد کافی و محکمی دراختیار دارند که پهپادهای ایرانی در جنگ علیه اوکراین استفاده شدهاند. از واکنش مقامات سیاسی اروپایی و امریکایی نیز به نظر میرسد که آنها این مدارک را پذیرفتهاند. با این حال گویا برخی مقامات نظامی امریکا اعلام کردهاند هنوز مطمئن نیستند که پهپادهای موردنظر ساخت ایران باشند. روی بدنه پهپادهای منفجر شده در اوکراین نام «گل شمعدانی» درج شده در حالی که پهپادهای ایران چنین نامی ندارند. رسانهها و مقامات اوکراین میگویند اینها همان پهپادهای ایران است که در روسیه نشان آنها را عوض کردهاند. فعلا قرار است موضوع ارسال تسلیحات ایران به روسیه در جلسه شورای امنیت سازمان ملل مطرح شود.
مرحله بعدی پس از اثبات، اجماع جهانی است. اجماعی که به نظر میآید به دست آمده. یعنی لااقل امریکای شمالی به اضافه اروپا و حتی بخشی از کشورهای آسیایی موافق تحت فشار قرار دادن ایران هستند. اگر همه به نتیجه یکسان برسند آن وقت احتمالا باید قطعنامهای علیه ایران صادر شود.
نقطه عزیمت بعدی متقاعد کردن کمیته اجرایی فیفاست که سختترین مرحله به حساب میآید. در واقع فیفا چون یک نهاد مستقل است نمیتوان آن را با قطعنامههای سازمان ملل یا درخواست دولتها ملزم به انجام کاری کرد. هر تصمیمی که فیفا اتخاذ میکند در هیات اجرایی این نهاد باید به تصویب برسد. یعنی متقاضیان حذف ایران از جام جهانی علاوه بر اینکه باید فیفا را برای پرداختن به چنین موضوعی قانع کنند باید در همسو کردن هیات اجرایی هم موفق شوند که کار بسیار سختی است.
این کار معمولا از طریق فشار رسانهای شکل میگیرد. فشاری که از چندی پیش آغاز شده و معلوم نیست آیا ادامه پیدا میکند یا خیر. رسانههای ورزشی و سیاسی دنیا یک ماهی میشود که روی اتفاقات ایران فوکوس کردهاند و اخباری نظیر برخورد با معترضان یا بازداشت ورزشکاران و مخصوصا فوتبالیستها را بازتاب میدهند. نیویورک تایمز و گاردین و بیلد و تلگراف و سایرین دستکم یکی، دو بار به وقایع ایران واکنش نشان دادهاند. این واکنش از 48 ساعت پیش شدت بیشتری گرفته، درنهایت تهییج افکار عمومی میتواند فیفا را وادار کند که دستکم بیانیهای در این زمینه صادر کند.
عدهای معتقدند که با توجه به این پروسه طولانی و فاصله اندک تا جام جهانی چنین چیزی امکانپذیر نیست. یعنی تا اثبات شود پهپادها ساخت ایران بوده و فیفا بپذیرد که مساله حذف ایران از جام جهانی را بررسی کند و هیات اجرایی متقاعد شود، جام جهانی تمام شده. با این حال نباید فراموش کرد که اگر عزم سیاسی جدی پشت این مساله قرار بگیرد همهچیز خیلی سریع اتفاق میافتد. روسیه روز 5 اسفند به اوکراین حمله کرد و در تاریخ 17 اسفند از پلیآف جام جهانی کنار گذاشته شد. یعنی تمام پروسهای که در بالا گفته شد تنها در عرض کمتر از دو هفته به نتیجه رسید. نباید فراموش کرد که فیفا امکان کنار گذاشتن یک تیم را درست در میانه مسابقات را هم دارد چه برسد در روزهای منتهی به شروع مسابقات.
نمونه مهم این واکنش یوگسلاوی در سال 1992 است. در آن سال یوگسلاوی درگیر جنگ بالکان بود و درحالی که بازیکنان این تیم در سوئد محل برگزاری مسابقات اردو زده بودند، در فاصله ده روز تا شروع مسابقات یوگسلاوی از جام ملتهای اروپا اخراج و دانمارک جایگزین آنها شد. جالب اینکه دانمارک در همان سال فاتح مسابقات لقب گرفت. در آن سال قطعنامه 757 سازمان ملل با موضوع بوسنی و هرزگوین باعث شد تمام نهادهای ورزشی یوگسلاوی را از تمامی مسابقات کنار بگذارند.
ایران چه کار میتواند بکند؟
جدا از اینکه مقامات وزارت امور خارجه تلاش میکنند پاسخ اتهامها علیه همکاری ایران با روسیه در جنگ اوکراین را بدهند کار دیگری نه میتوان انجام داد و نه نیاز هست که انجام شود. البته رییس فدراسیون فوتبال میتواند روی استحکام روابطش با فیفا و کنفدراسیونهای عضو و اعضای کمیته اجرایی فیفا تمرکز بیشتری داشته باشد. در مجموع با تمام تفاسیر احتمال ضعیفی وجود دارد که ایران از جام جهانی قطر کنار گذاشته شود. ولی اگر چنین اتفاقی رخ بدهد دستکم تا زمان برگزاری مسابقات دیگر هیچ کاری نمیتوان انجام داد. حتی شکایت به دادگاه حکمیت ورزش هم بیشتر از آن چیزی طول میکشد که به درد کسی بخورد. خود کشور روسیه بعد از کنار گذاشته شدن از تمامی مسابقات ورزشی به دادگاه CAS شکایت کرد اما موفقیتی به دست نیاورد.
آیا ایران ممکن است از جام جهانی کنار گذاشته شود؟ خیلیها این را یک تهدید توخالی با بار سیاسی میدانند و برای اثبات این اظهارنظر به جملات جانی اینفانتینو رییس فیفا در فروردین اشاره میکنند. در آن مقطع برخی فشارها وجود داشت که به خاطر اتفاقات ورزشگاه امام رضا تیم ملی ایران از جام جهانی کنار گذاشته شود که اینفانتینو در پاسخ گفت: «لطفا شوخی را کنار بگذارید.» اما در سمت مقابل برخی میگویند چراکه نه؟ مگر ندیدید روسیه چطور حذف شد؟
در سال 1992 یوگسلاوی درگیر جنگ بالکان بود و درحالی که بازیکنان این تیم در سوئد محل برگزاری مسابقات اردو زده بودند، در فاصله ده روز تا شروع مسابقات یوگسلاوی از جام ملتهای اروپا اخراج و دانمارک جایگزین آنها شد. جالب اینکه دانمارک در همان سال فاتح مسابقات لقب گرفت. در آن سال قطعنامه 757 سازمان ملل با موضوع بوسنی و هرزگوین باعث شد تمام نهادهای ورزشی یوگسلاوی را از تمامی مسابقات کنار بگذارند.
اگر میخواهید کسب و کار قوی داشته باشید باید سعی کنید تا همیشه بروز بوده و مشتریان خود را آنالیز کنید. ارسال پیامک یکی از بهترین راه ها برای ایجاد راه ارتباطی با مشتریان و فروشندگان است.امروز میخواهیم در رابطه با کاربرد ها و تاثیرات پنل پیامکی برای فروشگاه های لوازم خانگی بپردازیم . پیشنهاد میکنم تا پایان این مقاله با نمایندگی سامانه پیام کوتاه پیام رسون همراه باشید .
پنل پیامک ویژه فروشگاه های لوازم خانگی :
شما به عنوان صاحب یک فروشگاه لوازم خانگی باید بدانید که بسیار ضروری است که تبلیغاتتان هدفمند و مستمر برای افزایش تعداد مشتریان، و اطلاع رسانیهای مهم برای مشتریان باشد .
بازاریابی پیامکی برای فروشندگان لوازم خانگی و اداری یک پاسخ واقعی و مناسب برای حل مشکلات تبلیغاتی کسب و کارهای وابسطه به لوازم خانگی می باشد ، نه تنها هزینه استفاده از بازاریابی پیامکی در حد کسری از هزینه های کمپین های گران قیمت تبلیغاتی می باشد ، بلکه مزیت های بیشماری را نیز به همراه دارد که باعث شده به واقع در حد و اندازه هایی بزرگتر از انتظارات ظاهر شود.
هرچند که ممکن است هنوز ارسال پیامک در این صنف جایگاه خود را نیافته باشد، اما فروشندگان این صنف می توانند با ارسال پیامک کسب و کار خود را وارد حوزه جدیدی از تبلیغات بکنند همچنین می توانند در راستای مشتری مداری و جلب مشتری نیز پیشرو باشند.
یادتان باشد، شما به عنوان یک فروشنده باید سعی کنید تا همواره نام خود را در ذهن مشتریان نگهدارید. در این حالت به احتمال خیلی بالا در موارد نیاز حتما از شما خرید خواهند کرد. پس پنل اس ام اس برای فروشگاه لوازم خانگی بسیار مهم و ضروری است.
در زیر به صورت ایتمی به کاربرد پنل پیامکی ویژه فروشگاه لوازم خانگی اشاره کرده ایم .
کاربرد پنل پیامک برای فروشگاه لوازم خانگی :
- اعلام قدردانی و تشکر از مشتریان بابت خرید از فروشگاه
- دریافت کد گارانتی و تاییدیه آن از طریق اتصال پنل پیامک به ماژول کدخوان
- عضویت مشتریان در دفترچه تلفن سامانه پیامکی
- اعلام مدت زمان گارانتی محصولات به مشتریان از طریق پیامک
- ارسال پیامک های دوره ای در مورد تاریخ سررسید اقساط
- اعلام تراکنش های انجام شده از طریق ارسال پیام کوتاه
- معرفی محصولات جدید و مرتبط با خرید قبلی از طریق پیامک
- اعلام ساعات کاری فروشگاه
- پیامک زمان ارسال محصولات توسط فروشنده و تاییدیه دریافت توسط مشتری با پیامک
- ارائه کدهای تخفیف به مشتری های خاص یا سایر مشتریان
- اعلام قرعه کشی ها ، اعلام اسامی برندگان و اعلام جوایز قرعه کشی
- فعال کردن منشی هوشمند جهت پاسخگویی خودکار به مشتریان
- ارسال پیام های تبریک و تسلیت به اعضا، همکاران و مشتریان
- ایجاد سامانه دریافت شکایات، انتقادات و پیشنهادات
- ارسال پیام کوتاه منطقه ای
- ارسال انبوه پیام کوتاه از روی نقشه
- ارسال پیام کوتاه بر اساس کد پستی
- ارسال پیام کوتاه به بلک لیست ها
- ارسال انبوه پیام کوتاه به محله
- ارسال پیام کوتاه تبریک تولد به نام اشخاص
- ارسال آخرین اخبار به کارکنان( فروشنده های مشغول به کار در فروشگاه)
- صرفه جویی در هزینه و زمان ارسال تبلیغات
در این مقاله سعی بر این شد که شمارا با روشهای نوین تبلیغات و حفظ مشتری آشنا کنیم. ارسال پیامک یکی از کارآمدترین و ارزانترین روشها برای تبلیغات کسب و کار ها است. با استفاده از دستگاه ذخیره شماره، شماره موبایل مشتریان خود را ذخیره کنید و با ارسال های متعدد نام برند خود را در ذهن آنها هک کنید. برای افرادی هم که هنوز مشتری شما نیستند، میتوانید پیامک تبلیغاتی ارسال کرده و خدمات خود را معرفی کنید.
سامانه پیام کوتاه شیراز در این مسیر قطعا شما را یاری میکند تا با ارزان ترین روش تبلیغ بتوانید بیشترین مشتری را برای کسب و کارتان داشته باشید .
جهت خرید پنل اس ام اس از شیراز اس ام اس همین حالا اقدام کنید .